کوچهی فرملیها در شهر قدیم کابل
نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد
هر گذر در شهر قدیم کابل حامل هویتی اجتماعی و تاریخی بوده است. «کوچهی فرملیها» یکی از همین گذرهای کمتر شناختهشده اما پرمعناست؛ محلهای که نامش با یک تبار، یک شیوهی زندهگی و یک حافظهی جمعی گره خورده است.
بر بنیاد آنچه در کتاب رهنمای کابل (۱۳۵۰) آمده، این گذر بهگونهی مشخص محل سکونت قوم فرملی بوده و هنوز هم شماری از خانوادههای این تبار در همانجا زندهگی میکنند. از نگاه جغرافیایی، کوچهی فرملیها در میان چند گذر مهم احاطه شده است: از غرب به گذر پرانچه، از شمال به گذر شانهسازی و از جنوب به ناحیهی درخت شنگ. همین موقعیت نشان میدهد که این کوچه در دل یکی از شبکههای زنده و پررفتوآمد کابل قدیم قرار داشته است.

بر بنیاد روایتهای محلی، در همین محدوده، مسجدی نیز به نام «مسجد فرملیها» وجود داشت که مرکز همبستگی اجتماعی ساکنان محل به شمار میرفت. همچنین مکتب متوسطه ابوریحان البیرونی در این محله موقعیت دارد. در این کوچه قشر تحصیلکرده و کارمند دولتی نیز زندهگی میکردند. بر اساس روایتهای شفاهی، در این محله استادان مکاتب و دانشگاهها، داکتران، انجینیران و افسران بلندرتبهی نظامی - از غندمشر تا فرقهمشر -زندهگی میکردند. چنین ترکیبی از ساکنان، نشاندهندهی جایگاه اجتماعی نسبتاً بلند این گذر در دورههای معاصرتر، بهویژه در زمان محمد داوود خان است. به باور ساکنان، در این محله برخی تبرکهایی نگهداری میشد که از آن جمله میتوان به «جاینماز رسول خدا»، «تیرک خیمه حسین آغا»، «پنجهگی»، «مویمبارک» و «جاروب بیبی» اشاره کرد. موجودیت چنین تبرکات، به این گذر هویت مذهبی نیز بخشیده بود و برای اهالی هر کدام این موارد ارزش و معنای ویژه داشت. گفته می شود که این «تبرکات» در جریان جنگهای داخلی به مناطق دیگر منتقل شدند.
همچنین، در دهههای بعد، بسیاری از باشندگان این محله به مناطق جدیدتر شهر مانند شهرنو، کارتهسه، کارتهچهار و وزیر اکبرخان کوچ کردند. این کوچ تدریجی، بخشی از روند دگرگونی بافت اجتماعی کابل بود که طی آن، محلات قدیمی بهتدریج از چهرههای نخبه خالی شدند.

فرملیان؛ تبار، خاستگاه و هویت تاریخی
برای شناخت کامل کوچهٔ فرملیها، تنها بررسی موقعیت جغرافیایی و زندگی اجتماعی این گذر کافی نیست؛ زیرا نام این کوچه با هویت قومی فرملیها پیوند دارد. فرملیان یکی از اقوام قدیمی و اصیل افغانستاناند که با وجود حضور در بخشهای مختلف کشور، هویت و پیشینهٔ آنان کمتر موضوع پژوهشهای گسترده و مستقل تاریخی، مردمشناسی و زبانشناسی قرار گرفته است.
بر بنیاد مقالهای که در روزنامهٔ «هشت صبح» منتشر شده، فرملیان در ۲۲ ولایت افغانستان حضور دارند؛ اما تمرکز اصلی آنان در منطقهٔ چهاردهی کابل و ارگون ولایت پکتیکا است. حضور گستردهٔ این قوم در چهاردهی، پیوند تاریخی نام «کوچهٔ فرملیها» با باشندگان آن را روشنتر میسازد. با این حال، دربارهٔ خاستگاه قومی فرملیان نظریههای گوناگونی مطرح شده و هنوز دیدگاهی که بهگونهٔ قطعی و مورد توافق همهٔ پژوهشگران باشد، وجود ندارد.
یکی از دیدگاهها، فرملیان را با تاجیکان و اقوام فارسیزبان مرتبط میداند. بر بنیاد این نظریه، شماری از منابع تاریخی مانند «بابرنامه»، «فرشته»، «طبقات اکبری» و گزارش الفنستون، از فرملیان در پیوند با تاجیکان یا جوامع فارسیزبان یاد کردهاند. زبان فارسی دری، برخی ویژگیهای فرهنگی و استمرار سکونت آنان در کابلستان نیز از جمله دلایلی دانسته شده که این دیدگاه را تقویت میکند. با وجود این، هویت فرملی در بسیاری از منابع تاریخی بهصورت مستقل و گسترده بررسی نشده و برخی ویژگیهای زبانی و محلی آنان نیز با دیگر گروههای فارسیزبان تفاوت دارد.
دیدگاه دیگر، فرملیان را بخشی از قبایل پشتون میداند. شماری از منابع محلی و برخی پژوهشگران، از جمله پروفیسور محمدمحسن فرملی، این نظریه را مطرح کردهاند. با این حال، در مقالهٔ «هشت صبح» تأکید شده که اسناد تاریخی معتبر و روشنی که فرملیان را مستقیماً به یکی از قبایل پشتون پیوند دهد، در دست نیست و این نظریه به پژوهشهای دقیقتر نیاز دارد.
نظریهٔ سوم، احتمال پیوند فرملیان با اقوام ترکتبار یا مغولتبار را مطرح میکند. این دیدگاه بر شماری از شباهتهای فرهنگی، واژگانی، اجتماعی و برخی روایتهای محلی استوار است. در مقالهٔ یادشده، این احتمال بهعنوان زمینهای برای پژوهش بیشتر مطرح شده، نه نتیجهای قطعی. زیرا برای روشنشدن چنین پیوندی، باید میان مفاهیم ترکتبار، مغولتبار و دیگر اقوام آسیای میانه تفاوت دقیق گذاشته شود و شواهد تاریخی، زبانشناسی، مردمنگاری و ژنتیکی بیشتری بررسی گردد.
دیدگاه چهارم، فرملیان را از باشندگان بومی و کهن کابلستان یا زابلستان میداند. بر اساس این نظریه، پیشینهٔ سکونت فرملیان ممکن است به دورههای پیش از اسلام برسد. نامهای تاریخی، روایتهای محلی و برخی نشانههای باستانی از جمله مواردیاند که برای بررسی این احتمال مطرح شدهاند. با این حال، این نظریه نیز برای اثبات علمی به پژوهشهای گستردهتر باستانشناسی، تاریخی و ژنتیکی نیاز دارد.
فرملیان افزون بر هویت قومی، دارای برخی ویژگیهای زبانی و فرهنگی محلیاند. آنان به گویش ویژهای از فارسی دری سخن میگویند که در آن واژهها و اصطلاحات خاص دیده میشود. شعرهای محلی، آیینهای سنتی عروسی، موسیقی و برخی شیوههای زندگی نیز بخشی از حافظهٔ فرهنگی این قوم را تشکیل میدهد. این ویژگیها در کنار تاریخ سکونت آنان، هویت فرملی را به موضوعی مستقل و شایستهٔ پژوهش تبدیل کرده است.
با وجود حضور فرملیان در مناطق گوناگون افغانستان، در بسیاری از دورههای تاریخی، نام و هویت آنان در ساختارهای رسمی و منابع عمومی کمتر بازتاب یافته است. در سالهای پایانی جمهوری، ایجاد شورای اجتماعی فرملیان زمینهای برای فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی و معرفی هویت این قوم فراهم کرد؛ اما پس از تغییرات سیاسی سالهای اخیر، فعالیتهای مدنی و اجتماعی این شورا با محدودیت و آسیب روبهرو شد.
#سروشمهرنوشنیکزاد #کابلقدیم #افغانستان
منابع:
محمد ناصر غرغشت. رهنمای کابل
سروش مهرنوش نیکزاد.
روزنامه هشت صبح. (در مورد قوم فرملی)
گزارش تصویری تلویزیون آریانا از کوچه فرملیها. (یوتیوب)
روایتهای شفاهی





Comments