مکتب صنایع نفیسه؛ آغاز آموزش منظم هنر در افغانستان
نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد
در تاریخ معارف و فرهنگ افغانستان، مکتب صنایع نفیسه جایگاه ویژهای دارد. این مکتب از نخستین نهادهای آموزشی بود که آموزش هنر و صنایع دستی را بهگونهٔ منظم در کابل آغاز کرد و زمینهٔ پرورش نسل تازهای از نقاشان، رسامان، صنعتگران و هنرمندان را فراهم ساخت. در دورهای که آموزش رسمی بیشتر بر علوم دینی، ادبی و مضامین عمومی تمرکز داشت، ایجاد چنین نهادی گامی مهم در جهت آموزش هنرهای تجسمی و صنایع کاربردی بهشمار میرفت.
در سال ۱۳۰۲ خورشیدی مکتبی بهمنظور تشویق و آموزش صنایع نفیسه در ساختمان «کوتی لندنی» به پیشنهاد غلام محمد میمنهگی دایر شد. این ساختمان در مقابل تعمیر سره میاشت و در نزدیکی پل آرتن موقعیت داشت. سرپرستی مکتب را پروفیسور غلاممحمد مصور (میمنهگی) بر عهده داشت؛ هنرمندی که در گسترش آموزش هنر در افغانستان نقش مهمی ایفا کرد.
در این مکتب، هنرها و صنایع گوناگونی تدریس میشد. رسامی، نقاشی، رنگمالی، بافت، سرامیک، طباعت و لیتوگرافی از جمله رشتههایی بود که شاگردان در آن آموزش میدیدند. هدف تنها پرورش هنرمندان نبود؛ بلکه آموزش مهارتهایی نیز مدنظر قرار داشت که بتواند به تولید آثار هنری، رشد صنایع دستی و تأمین بخشی از نیازهای جامعه کمک کند.
در دورهٔ سلطنت محمد نادرشاه، رشتههای دیگری نیز به برنامهٔ آموزشی مکتب افزوده شد. نجاری، مینیاتوری و خیاطی در کنار آموزشهای پیشین قرار گرفت و دامنهٔ فعالیت مکتب گستردهتر شد. به روایت محمدناصر غرغشت (رهنمای کابل)، شمار زیادی از رسامان، خیاطان، نجاران و صنعتگران ماهر از این مرکز فارغ شدند و با استفاده از مهارتهای خود، در رفع نیازمندیهای شهر و جامعه نقش گرفتند.

از میان هنرمندانی که از این مکتب فارغ شدهاند، میتوان از استاد غوثالدین، استاد کریمشاهخان و استاد خیرمحمدخان یاری یاد کرد. بر بنیاد روایت صفحهٔ «کابل؛ شهر رؤیاهای ویران»، هنرمندان دیگری چون غلامعلی امید، غلامرسولخان، عبدالرشیدخان و نعیم نیز از این مکتب فارغ شدهاند. همچنین استاد عبدالغفور برشنا در دورههای بعد در گسترش و توسعهٔ برنامههای آموزشی مکتب نقش داشت و مضامین تازهای به آن افزود.
در سال ۱۳۱۲ خورشیدی، به همت میرقاسمخان، معین معارف، تعمیر دیگری برای «مکتب صنایع کابل» در محل باغ عمومی پیشین ساخته شد. این ساختمان بعدها کاربریهای آموزشی دیگری پیدا کرد و در دورههای بعد، مکتب حبیبیه و سپس لیسهٔ عایشه درانی در آن مستقر شدند.

در یکی از روایتهای تاریخی مربوط به میرقاسمخان آمده است که هنگام انتقال او از زندان ارگ به زندان دهمزنگ، از مقابل تعمیر مکتب صنایع عبور کرد و با نگرانی گفت که ایکاش فرصت میداشت کار آهنپوش ساختمان را نیز تکمیل کند تا در زمستان آسیب نبیند. این روایت، اگرچه کوتاه است، اما اهمیت پروژههای آموزشی و فرهنگی را در ذهن بنیانگذاران آن دوره نشان میدهد.
مکتب صنایع نفیسه یکی از پایههای شکلگیری آموزش نوین هنر در افغانستان بهشمار میرفت. این نهاد، هنر را از فضای محدود کارگاهها و آموزشهای فردی بیرون آورد و آن را وارد ساختار رسمی معارف کرد. آموزش نقاشی، رسامی، مینیاتوری، نجاری، خیاطی و دیگر صنایع، زمینه را برای پرورش هنرمندانی فراهم ساخت که بعدها در رشد هنرهای تجسمی و صنایع دستی افغانستان سهم گرفتند.
رونق مکتب صنایع در دورهٔ مزمل نالان
بر بنیاد کتاب «صورتگران معاصر افغانستان، جلد اول» نوشتهٔ عنایتالله شهرانی، مکتب صنایع کابل در دورهٔ مدیریت مزمل نالان بار دیگر به یکی از مراکز مهم آموزش هنر و صنایع مسلکی در افغانستان تبدیل شد. او با بهرهگیری از آموزشها و تجربههای خود در آلمان غربی، برای گسترش آموزشهای عملی و بهبود نظام آموزشی مکتب تلاش کرد.
در این دوره، رشتههای نقاشی و رسامی، پیکرتراشی، خیاطی، سرامیک، معماری، نجاری، کندهکاری روی چوب، بافندگی، مینیاتوری و خطاطی رونق یافت. آموزشهای نظری و عملی از ساعت هشت صبح تا چهار بعد از ظهر ادامه داشت و استادان داخلی و آلمانی در آموزش شاگردان سهم داشتند.

از استادان شناختهشدهٔ این دوره میتوان از استاد غوثالدین، استاد امانالله حیدرزاد، استاد سیدمحمد ایشان حسینی، استاد محمدهمایون اعتمادی، عبدالصمد خان عزیز، عبدالواسع اچکزی و محمداسحق خان نوری یاد کرد. شماری از استادان نیز آموزشهای مسلکی و عالی خود را در آلمان به پایان رسانده بودند.
در زمان مدیریت مزمل نالان، مکتب صنایع دارای شاگردان دختر و پسر بود؛ ویژگیای که در آن روزگار، با توجه به جدا بودن بیشتر مکاتب دخترانه و پسرانه، قابل توجه بهشمار میرفت. توجه به وسایل آموزشی، امور لیلیه و فراهمکردن شرایط مناسب برای ادامهٔ آموزش شاگردان نیز از بخشهای مهم مدیریت او بود.
به روایت عنایتالله شهرانی، این دوره یکی از مرحلههای مهم رونق دوبارهٔ مکتب صنایع کابل بود؛ دورهای که آموزش هنرهای سنتی و مهارتهای فنی در کنار هم گسترش یافت و مکتب بار دیگر جایگاه خود را بهعنوان یکی از نهادهای مهم آموزش هنر و صنایع در افغانستان استوار کرد.
منابع
محمدناصر غرغشت، رهنمای کابل ۱۳۴۵( موقعیت نخستین مکتب، رشتههای آموزشی و گسترش فعالیتها).
وزارت معارف، هنر، صنف نهم (تأسیس مکتب به پیشنهاد غلاممحمد میمنگی و رشتههای آموزشی).
صفحهٔ فیسبوک «کابل؛ شهر رؤیاهای ویران» (روایت توسعهٔ مکتب، ساختمان مکتب صنایع و نام شماری از هنرمندان.)
ویکیپدیای فارسی (معرفی مکتب بهعنوان یکی از نخستین نهادهای آموزش هنر در افغانستان).
عنایتالله شهرانی، صورتگران معاصر افغانستان، ج ۱، صص ۷۴-۷۶

سروش مهرنوش نیکزاد - نویسنده و فعال رسانهای




Comments