زنان افغانستان و آغاز آموزش نوین در عصر امانی
- sroushmehrnosh
- Aug 3
- 6 min read
نگاهی به پژوهش می سکنازی دربارهٔ آموزش و فعالیتهای اجتماعی زنان افغانستان در سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۶
نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد
در تاریخ معاصر افغانستان، عصر امانی یکی از دورههای مهم دگرگونیهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بهشمار میرود. در میان اصلاحاتی که در سالهای نخست استقلال افغانستان آغاز شد، توجه به آموزش زنان جایگاه ویژهای داشت؛ اقدامی که در جامعهٔ آن روز، گامی تازه در تغییر نگاه به نقش زن در خانواده و اجتماع محسوب میشد.
می سکنازی، پژوهشگر و نویسندهٔ فرانسوی، در کتاب «زنان افغان؛ تعلیم و فعالیتهای اجتماعی در عصر امانی ۱۹۱۹–۱۹۲۶» به بررسی این دوره پرداخته است. او که زبانهای فارسی و عربی را در مکتب زبانهای شرقی و دانشگاه سوربن پاریس آموخته بود، نزدیک به یک دهه، از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰، در افغانستان زندگی کرد و از نزدیک با فرهنگ، سنتها و واقعیتهای جامعهٔ افغانستان آشنا شد.
سکنازی در جریان تماس و گفتوگو با خانوادههای افغان، به نقش مهم زنان در خانواده پی برد؛ زنانی که مسئولیت پرورش کودکان، ادارهٔ خانه و انتقال بسیاری از خاطرهها و سنتهای اجتماعی را بر دوش داشتند، اما حضورشان در عرصهٔ عمومی و اجتماعی محدود بود و دسترسی آنان به آموزش، همواره از پشتیبانی و فرصتهای قانونی برخوردار نبود.
همین تجربهها، او را به پژوهش دربارهٔ تاریخ زندگی زنان افغانستان و جایگاه آنان در خانواده و جامعه سوق داد. بخش مهمی از این پژوهش به برنامههایی اختصاص دارد که از سال ۱۹۲۰ میلادی برای آموزش دختران آغاز شد؛ برنامههایی که با سقوط نهضت امانی برای مدتی متوقف یا به حاشیه رانده شدند، اما نخستین نسل زنان آموزشدیدهٔ افغانستان را به سوی حضور اجتماعی و فعالیتهای تازه رهنمون ساختند.
پیش از آموزش رسمی دختران
بر بنیاد روایتهای تاریخی و پژوهش سکنازی، در جامعهٔ سنتی افغانستان، زندگی بیشتر زنان در محدودهٔ خانه جریان داشت. آموزش دختران، اگر وجود داشت، معمولاً در محیط خانواده یا از راه آموزگاران خصوصی انجام میشد و بیشتر شامل خواندن، نوشتن، تلاوت قرآن کریم، آموزش امور خانه، خیاطی و سوزندوزی بود.
در مقابل، آموزش رسمی و بیرون از خانه بیشتر در اختیار پسران قرار داشت. حتی با آغاز آموزش نوین در اوایل قرن بیستم و دوران امیر حبیبالله خان، دختران هنوز از این تحول بهرهٔ چندانی نداشتند.
اما با به قدرت رسیدن امانالله خان در سال ۱۹۱۹، آموزش دختران به بخشی از برنامههای اصلاحی دولت تبدیل شد. در سال ۱۹۲۰، در چارچوب «نظارت معارف»، طرحهایی برای ایجاد مکتبهای دخترانه تهیه شد. یکی از مهمترین این برنامهها، طرحی با عنوان «ترتیب پروگرام مکتب نسوان» بود که در نشست علمی ۷ جون ۱۹۲۰ مورد بررسی قرار گرفت. کمتر از یک سال بعد، نخستین مکتب رسمی دخترانه در کابل گشایش یافت.

گشایش مکتب مستورات
بر بنیاد پژوهش می سکنازی، مکتب دخترانهٔ مستورات در جنوری ۱۹۲۱ در کابل گشایش یافت. با این حال، وبسایت شاروالی کابل از مکتبی به نام «عصمت» یاد میکند که در سال ۱۲۹۹ خورشیدی تأسیس شد و پس از انتقال به بوستانسرا در ۱۹ جدی ۱۳۰۰، به نام مکتب مستورات شناخته شد. این تفاوت احتمالاً به مراحل تأسیس، انتقال یا تغییر نام مکتب مربوط است و نیازمند بررسی بیشتر اسناد دورهٔ امانی است.
واژهٔ «مستورات» در آن زمان به زنان پوشیده یا دور از عرصهٔ عمومی اشاره داشت؛ اصطلاحی که خود بازتابی از جایگاه اجتماعی زنان در جامعهٔ آن روز بود. گشایش این مکتب، در واقع تلاشی برای بیرون آوردن آموزش دختران از محدودهٔ خانه و وارد کردن آن به ساختار رسمی معارف کشور بود.
مکتب در آغاز حدود پنجاه شاگرد داشت. بیشتر آنان دختران خردسال و جوان وابسته به خانوادهٔ شاهی بودند؛ از جمله شاهدختها و شماری از دختران خانوادههای نزدیک به دربار. مکتب ابتدا در خانهای در منطقهٔ شهرآرای کابل، متعلق به علیاحمدخان، فعالیت میکرد.
اطلاعات دقیق دربارهٔ نظام آموزشی و شیوهٔ ادارهٔ این مکتب محدود است. بخش بزرگی از جزئیات موجود، بر روایتهای شفاهی زنانی استوار است که در دههٔ ۱۹۷۰ در کابل با می سکنازی گفتوگو کرده و از تجربههای نخستین سالهای آموزش دختران یاد کردهاند.
نخستین آموزگاران دختران
یکی از دشواریهای آغاز آموزش دختران، کمبود زنان باسواد و آموزشدیده بود. در جامعهای که تا آن زمان فرصتهای آموزشی برای زنان بسیار محدود بود، شمار زنانی که توانایی تدریس داشتند، اندک بهشمار میرفت.
با این حال، شماری از زنان باسواد که در خانوادههای علمی و فرهنگی آموزش دیده بودند، به عنوان نخستین آموزگاران مکتب مستورات آغاز به کار کردند؛ زنانی که نام بسیاری از آنان در تاریخ آموزش افغانستان کمتر ثبت شده است.
از جمله:
مریم، دختر عبدالباقیخان از سرخاب میمنه، آموزگار زبان فارسی و تاریخ؛
حمیراء، دختر غلاممحمد میمنهگی رسام، که در آموزش هنر فعالیت داشت؛
آمنتهالرسول، آموزگار فارسی و از زنان آموزشدیدهٔ دربار؛
فاطمه، که در کنار آموزش، در بخشهای مربوط به امور خانه نیز فعالیت داشت؛
خدیجه، از وابستگان خانوادهٔ شاهی، که خیاطی و موسیقی تدریس میکرد؛
و یک آموزگار زن هندی که مضمونهای جغرافیه و حساب را آموزش میداد.
این زنان را میتوان از پیشگامان گمنام آموزش دختران در افغانستان دانست؛ زنانی که در شرایط دشوار و در نبود ساختار گستردهٔ آموزشی، نخستین تجربههای آموزش رسمی دختران را شکل دادند.
گسترش مکتب و انتقال به دهافغانان
با افزایش شمار شاگردان، مکتب مستورات بهتدریج توسعه یافت و تعداد صنفهای آن به پنج صنف ابتدایی رسید. ساختمان نخست دیگر پاسخگوی نیازهای مکتب نبود؛ از اینرو، محل آن به منطقهٔ دهافغانان کابل انتقال یافت.
مکتب در ساختمانی وسیعتر به نام گلستانسرای مستقر شد؛ عمارتی که به بوبوجان، همسر امیر عبدالرحمن خان، تعلق داشت و پس از مدتی برای استفادهٔ آموزشی در اختیار مکتب قرار گرفت. با اینحال، شاروالی کابل ساختمان بوستانسرای را محل مستقر این مکتب ذکر کرده است.
در این دوره، مسئولیتهای اداری مکتب نیز گسترش یافت. بلقیس و روحافزا، دختران محمدزمانخان، در بخش مدیریت و امور اداری نقش داشتند و فیروزه، ملقب به بدرالسرا، به عنوان مبصره فعالیت میکرد. ملکه ثریا و خواهرش خوری نیز در امور نظارت و بازرسی مکتب سهم داشتند.
با افزایش شمار شاگردان، تعداد آموزگاران نیز بیشتر شد. در کنار زنان، شماری از مردان نیز به تدریس پرداختند. امانالله خان شخصاً از آموزش دختران حمایت میکرد و در برخی برنامهها نقش مستقیم داشت.
از جملهٔ آموزگاران این دوره میتوان از غلاممحمدخان رسام در بخش نقاشی، صوفی عبدالحق بیتاب و قاری عبدالله در آموزش فارسی، و شماری از آموزگاران داخلی و خارجی یاد کرد.
حضور آموزگاران خارجی
با گسترش آموزش و افزایش ارتباط افغانستان با کشورهای دیگر، شماری از زنان خارجی نیز وارد فعالیتهای آموزشی شدند. برخی از آنان از ترکیه، آلمان، سویس و هند آمده بودند و در بخشهایی مانند آموزش امور خانه، آشپزی و دیگر مهارتها تدریس میکردند.
حضور این آموزگاران، بخشی از تلاش دولت امانی برای بهرهگیری از تجربههای آموزشی کشورهای دیگر بود. با این حال، آموزش دختران تنها به مهارتهای خانهداری محدود نمیشد و مضمونهای علمی و عمومی نیز در نصاب درسی جای داشت.
از مکتب ابتدایی تا دورهٔ رشدی
مکتب مستورات بهتدریج از یک مکتب ابتدایی به سطح رشدی ارتقا یافت. بر اساس یکی از روایتهای نقلشده در پژوهش می سکنازی، شمار شاگردان آن در سال ۱۹۲۶ به ۳۰۱ نفر رسید که ۲۹۰ تن در صنفهای ابتدایی و ۱۱ تن در دورهٔ رشدی درس میخواندند.
بر اساس یکی از روایتهای نقلشده در پژوهش می سکنازی، شمار شاگردان در سال ۱۹۲۶ به ۳۰۱ نفر رسید؛ اما روایت دیگری، شمار شاگردان را در سال ۱۹۲۸ حدود ۸۰۰ نفر ذکر میکند.
برخی روایتهای دیگر، شمار شاگردان را در سال ۱۹۲۸ تا حدود ۸۰۰ نفر ذکر کردهاند؛ آماری که نشان میدهد آموزش دختران، با وجود محدودیتها و مخالفتهای اجتماعی، بهسرعت مورد توجه شماری از خانوادهها قرار گرفته بود.
نصاب آموزشی مکتب تا اندازهٔ زیادی با مکتبهای پسرانه شباهت داشت. مضمونهایی چون:
دینیات؛
فارسی؛
مشق، املا و انشا؛
حساب و هندسه؛
تاریخ و جغرافیه؛
نقاشی و موسیقی؛
خیاطی و سوزندوزی؛
در این مکتب تدریس میشد.
کتابهای درسی از سوی وزارت معارف تهیه و بر اساس سطح صنفها چاپ میشد. برخی کتابها بهگونهٔ ویژه برای آموزش دختران تألیف یا ترجمه شده بود. همچنان کتابهایی دربارهٔ زندگی زنان نامدار، به شاگردان ممتاز اختصاص داده میشد تا آنان با نقش و دستاورد زنان در تاریخ و جامعه آشنا شوند.
آغاز راهی که ناتمام ماند
اصلاحات امانی، از جمله برنامهٔ آموزش دختران، با مخالفتهای گستردهای روبهرو شد. بخشی از جامعه این تغییرات را با سنتهای موجود ناسازگار میدانست و سرعت اصلاحات نیز بر شدت تنشها افزود.
با سقوط حکومت امانالله خان در سال ۱۹۲۹، بسیاری از برنامههای آموزشی و اجتماعی دورهٔ امانی دچار وقفه یا عقبگرد شد و آموزش دختران برای مدتی محدود گردید؛ اما این روند در دورههای بعد، بهتدریج دوباره آغاز شد.
با وجود این، تجربهٔ مکتب مستورات و نخستین برنامههای آموزش دختران از میان نرفت. این اقدامات، نخستین نسل زنان آموزشدیده را پدید آورد و زمینهای شد برای گسترش تدریجی آموزش زنان در دورههای بعدی.
میراث عصر امانی را نمیتوان تنها در ساختمانها، قوانین یا برنامههای سیاسی جستوجو کرد. یکی از مهمترین میراثهای آن، گشوده شدن دریچهای تازه به سوی آموزش زنان بود؛ دریچهای که با وجود فراز و نشیبهای فراوان، هرگز بهطور کامل بسته نشد.
داستان مکتب مستورات، روایت آغاز حضور رسمی دختران افغانستان در فضای آموزشی کشور است؛ روایتی از زنانی که در زمانی دشوار، نخستین گامها را برداشتند تا آموزش، از حق محدود گروهی کوچک، به آرزوی گستردهتر زنان افغانستان تبدیل شود.
منابع:
۱. شماره 16 آسمایی - اکتبر سال 2000
۲. ویبسایت ماریا دارو. زنان افغان – تعليم و فعاليتهاي اجتماعي در عصر اماني ( 1919 – 1926 )- نوشته : مـی سکنازی – Maria Daro
۳. می سکنازی، «زنان افغان؛ تعلیم و فعالیتهای اجتماعی در عصر امانی ۱۹۱۹–۱۹۲۶
۴. ویبسایت شاروالی کابل. لیسه ملالی
۵. سروش مهرنوش نیکزاد. لیسه ملالی؛ نخستین مکتب دخترانه افغانستان. ویبلاگ





Comments