top of page

بررسی مقدار معاشات و زنده‌گی مأموران دولت در کابل قدیم

Updated: Aug 4

نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد

اگر بخواهیم کابل قدیم را فقط از دریچه کوچه‌ها، بازارها، میله‌ها و بناهای تاریخی بشناسیم، بخش مهمی از زندگی روزمره مردم را نادیده گرفته‌ایم. یکی از راه‌های شناخت ساختار اجتماعی و اداری کابل در گذشته، نگاه‌کردن به وضعیت مأموران دولت، معاش آنان و امکاناتی است که در کنار معاش دریافت می‌کردند.

انگیزه نگارش این نوشته، جدولی بود که در کتاب «یادداشت‌ها و برداشت‌هایی از کابل قدیم» نوشته‌ی زنده‌یاد محمد آصف آهنگ دیدم، که میزان معاش مأموران را در سال‌های ۱۳۲۰، ۱۳۳۰، ۱۳۳۶ و ۱۳۵۰ نشان می‌دهد. این مطلب را در ماه فبروری ۲۰۲۶ منتشر کرده بودم و در نخستین انتشار مقاله واکنش‌ها و خاطرات فراوانی را برانگیخت؛ اما شماری از خوانندگان تصور کرده بودند که ارقام، معاش ماهانه است. در حالی که عنوان به‌روشنی نشان می‌دهد که این مبالغ، معاش سالانه مأموران بوده است.

بنابراین، برای درک بهتر این ارقام باید معاش هر سال را بر دوازده ماه تقسیم کرد و سپس آن را در کنار قیمت مواد غذایی، سهمیه‌های دولتی و شرایط زندگی همان دوره سنجید. در این نوشته، افزون بر شرح مقدار معاشات، به خاطرات و روایت‌های برخی‌‌ها که در مطلب پیشین اظهار کرده بودند، نیز خواهیم پرداخت.

معاش بر بنیاد رتبه

بر اساس جدول، مأموران در رتبه‌های گوناگون قرار داشتند و میزان معاش آنان با رتبه تغییر می‌کرد. در سال ۱۳۲۰، معاش سالانه مأمور رتبه اول ۱۱ هزار افغانی و معاش رتبه دهم ۱۵۰۰ افغانی ثبت شده است. اگر این مبالغ را به‌صورت تقریبی بر دوازده ماه تقسیم کنیم، معاش ماهانه رتبه اول حدود ۹۱۷ افغانی و رتبه دهم حدود ۱۲۵ افغانی می‌شد.

در سال ۱۳۲۶، معاش سالانه رتبه اول به ۱۳۵۰۰ افغانی و رتبه دهم به ۳۲۰۰ افغانی رسید. در سال ۱۳۳۰ نیز ارقام جدول افزایش قابل توجهی را نشان می‌دهد؛ معاش سالانه رتبه اول ۲۱۳۰۰ افغانی و رتبه دهم ۳۶۳۰ افغانی ثبت شده است.

اما در ستون سال ۱۳۵۰، معاش سالانه رتبه اول ۶۸۴۰۰ افغانی و رتبه دهم ۱۴۴۰۰ افغانی آمده است.

در کنار رتبه‌های مأموران، معاش مقامات بلندپایه نیز در جدول جداگانه آمده است: معاش سالانه صدر اعظم ۳۶ هزار افغانی، معاون صدر اعظم ۳۴ هزار افغانی، وزیر ۱۸ هزار افغانی و معین ۹ هزار افغانی ثبت شده است. این ارقام نشان می‌دهد که نظام اداری دارای سلسله‌مراتب مشخصی بوده و جایگاه مقام، در میزان معاش نیز بازتاب داشته است.

جزئیات معاشات مأموران بر بنیاد رتبه

برای روشن‌تر شدن ساختار معاشات، در این‌جا ارقام جدول را به‌صورت کامل می‌آورم. نکته مهم این است که مبالغ ثبت‌شده در جدول، معاش سالانه هستند، نه معاش ماهانه؛ از همین‌رو، برای به‌دست‌آوردن معاش تقریبی ماهانه، باید هر رقم بر دوازده تقسیم شود.

بر بنیاد جدول، معاش سالانه مأموران در رتبه‌های مختلف و در سال‌های مورد بررسی چنین ثبت شده است:

رتبه تنها عامل تعیین معاش نبود

پس از انتشار نخستین مقاله، آقای سخی بدری در توضیحی بر اساس تجربه و آگاهی خود یادآوری کرد که نظام رتبه‌بندی در دوره‌های مختلف جزئیات بیشتری داشته است. به گفته او، شمار رتبه‌ها در مقطعی از رتبه اول تا سیزدهم بوده و بعدها رتبه سیزدهم حذف شده است. همچنین رتبه مأمور با درجه تحصیل و وضعیت اداری او ارتباط داشت؛ اما معاش فقط بر پایه عنوان رتبه تعیین نمی‌شد و بست وظیفه نیز در اجرای معاش نقش داشت.

بر بنیاد توضیح او، اگر مأموری دارای رتبه دهم بود اما در بستی با رتبه بالاتر کار می‌کرد، معاش او می‌توانست بر اساس همان بست اجرا شود. در مقابل، ممکن بود مأموری دارای رتبه بالاتر باشد اما در بست پایین‌تر وظیفه انجام دهد و معاش او بر اساس رتبه شخصی‌اش محاسبه شود.

او همچنین توضیح داد که ترفیع رتبه بر اساس مدت خدمت انجام می‌شد. بر بنیاد توضیح تکمیلی یکی از خوانندگان، ترفیع از رتبه دهم تا رتبه هشتم معمولاً هر دو سال، از رتبه هشتم به بعد هر سه سال و در برخی رتبه‌های بلند پس از چهار سال خدمت اجرا می‌شد. پس از تغییر نظام شاهی به جمهوری و در دوره حکومت محمد داوود خان، ترفیعات به‌گونه عمومی پس از سه سال خدمت اجرا می‌شد.

به گفته آقای بدری، تحصیلات نیز امتیاز مالی داشت. فارغان صنف دوازدهم، لیسانس، ماستر و دکترا بر بنیاد سطح تحصیل، امتیازات متفاوتی دریافت می‌کردند. همچنان در برخی دوره‌ها، کارمندان فارسی‌زبان موظف بودند در کورس‌های زبان پشتو شرکت کنند و فارغان این کورس‌ها امتیاز ماهانه دریافت می‌کردند. این برنامه در دوره جمهوریت داوود خان از میان رفت.

معاش تنها منبع تأمین زندگی نبود

یکی از مهم‌ترین نکاتی که در واکنش‌ها مطرح شد، سهمیه‌های ارتزاقی مأموران بود. در پایین جدول نیز آمده است که در سال ۱۳۳۶ برای مأموران، آرد و روغن با قیمت دولتی توزیع می‌شد و بخشی از مواد غذایی با نرخ پایین‌تر در اختیار آنان قرار می‌گرفت.

آقای حفیظ‌الله بهرامند از تجربه شخصی خود نوشته است که در سال ۱۳۵۶ وظیفه ملکی را با رتبه نهم آغاز کرد و تا سال ۱۳۶۰ معاش ماهانه‌اش ۱۹۵۰ افغانی بود. او با کوپون متأهلی، هر ماه هشت سیر آرد، هفت کیلو روغن، یک کیلو چای، هفت کلچه صابون و یک سیر بوره را با پرداخت ۴۴۱ افغانی از فروشگاه دولتی دریافت می‌کرد. به گفته او، در دوره داکتر نجیب‌الله، همین مواد برای مأموران رایگان شد.

آقای عبدالقاهر سروری نیز با اشاره به تجربه خود، نوشته است که رتبه برای مأمور دولت تنها یک عنوان اداری نبود؛ بلکه انگیزه خدمت، اعتبار اجتماعی و احساس جایگاه را نیز تقویت می‌کرد. به باور او، تفاوت معاشات در برخی دوره‌ها به اندازه‌ای نبود که شکاف بسیار عمیقی میان مأموران ایجاد کند و توزیع مواد ضروری با نرخ پایین‌تر و بعدها رایگان، در تأمین نیازهای خانواده‌ها اثر مهمی داشت.

خاطره یک معلم در سال ۱۳۲۴

یکی دیگر از روایت‌های ارزشمند، از آقای اسدالله جاهدی است که خاطره پدرش، مرحوم امان‌الله جاهد رستاقی، را نقل کرده است. به گفته او، پدرش در سال ۱۳۲۴ از صنف نهم دارالمعلمین کابل فارغ شد و به حیث معلم در مکتب ابتدایی فرخار مقرر گردید. معاش او ۱۵۰ افغانی در ماه بود؛ در حالی که شماری از معلمان دینی محل، که آموزش رسمی و تخصصی مشابه نداشتند، ۷۵ افغانی معاش می‌گرفتند.

به گفته او، در فرخار آوازه شده بود که «یک معلم از کابل آمده که ۱۵۰ افغانی معاش دارد» و برخی مردم برای دیدن و اطمینان از حقیقت این موضوع نزد او می‌آمدند.

نگاهی به معاش مقام‌های بلندپایه در دوره امیر حبیب‌الله خان

آقای قاسم آسمایی در واکنش به این نوشته، مطلبی را از کتاب «نخستین کتاب درباره مشروطیت در افغانستان» تألیف پوهاند سید سعدالدین هاشمی شریک کرده است.

در این مطلب، معاش سالانه شماری از اعضای خانواده سلطنتی در دوره امیر حبیب‌الله خان چنین آمده است:

۱. معاش سالانه نائب‌السلطنه: ۳۶۰ هزار روپیه

۲. علیاحضرت، ملکه: ۲۰۰ هزار روپیه

۳. معین‌السلطنه: ۲۰۰ هزار روپیه

۴. عین‌الدوله: ۱۲۰ هزار روپیه

۵. عضدالدوله: ۱۱۵ هزار روپیه

۶. سردار محمدکبیر: ۸۰ هزار روپیه

۷. سردار مدافع، امان‌الله خان: ۶۰ هزار روپیه

۸. سردار صنایع، محمدعمرخان: ۵۵ هزار روپیه

آقای قاسم آسمایی در کنار این ارقام، به وضعیت دشوار معیشتی مردم در برخی مناطق کشور نیز اشاره کرده و نوشته است:

«در حالی که در بدخشان نسبت قحط غله، مردم ناتوان بر آن واداشته بود که دختران خود را برابر ده سیر گندم بفروشند و یا در نورستان مردم ارزن می‌خوردند و یا در پکتیا غله را می‌گذاشتند تلخ شود تا کمتر بخورند. تفاوت از کجا تا کجا بود.»

این روایت، در کنار ارقام معاش مقام‌های بلندپایه، تصویری از تفاوت شدید میان درآمد برخی اعضای خاندان سلطنتی و دشواری‌های معیشتی مردم در شماری از مناطق افغانستان ارائه می‌کند.

از معاش و سهمیه‌های کابل قدیم تا دشواری‌های کارمندان امروز

این ارقام دریچه‌ای به زندگی هزاران مأمور، معلم و کارمند دولتی‌اند که معاش، رتبه، ترفیع و سهمیه‌های ارتزاقی، بخش مهمی از زندگی روزمره‌شان را تشکیل می‌داد. در آن روزگار، در کنار معاش، آرد، روغن و شماری از مواد ضروری با نرخ دولتی و در دوره‌هایی به‌صورت رایگان در اختیار مأموران قرار می‌گرفت. این کمک‌ها بخشی از هزینه‌های خانواده را کاهش می‌داد و تا اندازه‌ای به تأمین معیشت آنان کمک می‌کرد.

با این همه، زندگی کارمندان در کابل قدیم نیز خالی از دشواری نبود. پایین‌بودن معاش بسیاری از مأموران، تفاوت درآمد میان رتبه‌ها، هزینه‌های زندگی، محدودیت امکانات و وابستگی خانواده‌ها به معاش دولتی، از جمله چالش‌هایی بود که بر زندگی آنان اثر می‌گذاشت. چنان‌که در خاطره یکی از خوانندگان آمده است، معاش یک معلم در سال ۱۳۲۴ خورشیدی به اندازه‌ای در محل کارش غیرمعمول به نظر می‌رسید که مردم برای دیدن و اطمینان از آن به ملاقاتش می‌آمدند؛ روایتی که ارزش و اهمیت معاش در زندگی آن روزگار را نشان می‌دهد.

بنابراین، سهمیه‌های ارتزاقی را نباید به معنای رفاه کامل همه کارمندان دانست؛ این کمک‌ها بیشتر بخشی از فشارهای معیشتی را کاهش می‌داد. زندگی کارمندی در آن زمان نیز با محدودیت‌ها و دشواری‌های خود همراه بود، اما نظام رتبه‌بندی، امکان ترفیع، امتیازات تحصیلی و توزیع مواد ضروری، برای بسیاری از مأموران نوعی چشم‌انداز شغلی و پشتوانه معیشتی ایجاد می‌کرد.

امروز، وضعیت بسیاری از کارمندان با دشواری‌های متفاوتی همراه است. بلندبودن قیمت مواد خوراکی و دیگر نیازهای اولیه، افزایش هزینه‌های زندگی و کرایه سنگین خانه، به‌ویژه در کابل، فشار زیادی بر خانواده‌های کارمندان وارد کرده است. برای شماری از آنان، بخش بزرگی از معاش ماهانه صرف کرایه خانه می‌شود و آنچه باقی می‌ماند، باید هزینه خوراک، رفت‌وآمد، آموزش فرزندان، درمان و دیگر نیازهای زندگی را تأمین کند.

تأخیر در پرداخت معاشات نیز یکی دیگر از مشکلاتی است که می‌تواند زندگی کارمندان را دشوارتر سازد. برای خانواده‌ای که بودجه روزمره‌اش بر اساس معاش تنظیم شده، تأخیر در پرداخت، تنها یک مسئله اداری نیست؛ بلکه می‌تواند بر پرداخت کرایه خانه، خرید مواد غذایی و تأمین نیازهای اساسی خانواده اثر بگذارد.

البته مقایسه کابل قدیم با کابل امروز باید با احتیاط انجام شود. ارزش پول، قیمت مواد، شمار جمعیت، ساختار اقتصادی و شیوه زندگی در این دو دوره تفاوت‌های زیادی داشته است. اما روایت‌های مأموران پیشین نشان می‌دهد که در کنار معاش، نظام رتبه‌بندی، امکان ترفیع، امتیازات تحصیلی و سهمیه‌های ارتزاقی نیز در زندگی کارمندان نقش داشت. همین جزئیات، تصویر معاش را از یک رقم ساده فراتر می‌برد.

شاید مهم‌ترین نکته‌ای که از این ارقام و خاطرات خوانندگان می‌توان دریافت، این باشد که بحث معاش فقط درباره مقدار پول نیست؛ معاش با کرامت کارمند، امنیت خانواده، آرامش زندگی و توانایی او برای ادامه خدمت پیوند دارد. تاریخ معاشات کابل، در واقع بخشی از تاریخ زندگی مردم این شهر است؛ تاریخی که از گذشته تا امروز، همچنان با نان، خانه، کار و امید گره خورده است.

منابع و یادداشت‌ها

  • جدول معاشات در کتاب «یادداشت‌ها و برداشت‌هایی از کابل قدیم» نوشته محمد آصف آهنگ

  • دیدگاه و توضیحات سخی بدری درباره رتبه، بست، ترفیع و امتیازات تحصیلی.

  • روایت شخصی حفیظ‌الله بهرامند درباره معاش و سهمیه‌های ارتزاقی در سال‌های ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۰.

  • روایت اسدالله جاهدی از خاطرات پدرش، امان‌الله جاهد رستاقی، درباره معاش معلمان در سال ۱۳۲۴.

  • دیدگاه عبدالقاهر سروری درباره جایگاه رتبه و نقش سهمیه‌های دولتی در زندگی مأموران.

  • اطلاعات نقل‌شده توسط قاسم آسمایی از کتاب «نخستین کتاب درباره مشروطیت در افغانستان» تألیف پوهاند سید سعدالدین هاشمی.

  • سروش مهرنوش نیکزاد - نویسنده و فعال رسانه‌ای
    سروش مهرنوش نیکزاد - نویسنده و فعال رسانه‌ای


Comments


bottom of page